تبلیغات
Bia2tak.IR | بزرگترین سایت تفریحی در ایران
امروز  | آخرین بــروز رسانی سایت بیا تو تك :
تبلیغات
موضوعات  بیاتوتك
صفـحه اصلی سایت
سفارش طـراحی
فروشگاه مـا
اقتصادی تبلیغات
قالبهای قبلی بیاتوتک
مجله خبری اخبار سایت
عمومی
اخبار / اطلاعیه
ورزش ورزشی
بانوان گـــالری عــكس
مجله خبری  تـــــازه ها 
مجله خبری داستانك 
خودرو خــــودرو
آمورش های كاربردی
اقتصادی
اقتصادی ادبــی
حیوانات حیوانات
رادیو و تلویزیون رادیو و تلویزیون
پزشكی و سلامت
کودکان كودكان
بانوان مدل لباس،كیف،كفش،مو، آرایش
عاشقانه
مذهبی مجله ی خانواده
مذهبی مذهبی
مذهبی بیوگرافی
فشن ها
شهر ها
اقتصادی مقالات
اقتصادی سخت افزار
اقتصادی معرفی سایت
فتوشاپ و گرافیك
اقتصادی كدهای جاوا اسكریپت
 ترفند ها
هك و بوت
ترفند یاهو
ترفند برنامه
ترفند موبایل
ترفند ویندوز
ترفند اینترنت
ترفند ریجیستری
مذهبی بخش آموزش
مذهبی آموزش CSS
مذهبی آموزش HTML
مذهبی آموزش های وبلاگنویسی
مذهبی زبان های مختلف برنامه نویسی
بخش موبایل
رینگتون موبایل
كلیپ موبایل
بازی موبایل
برنامه موبایل
تم موبایل
زنگ اس ام اس
گوشیهای موبایل
والپیپر موبایل (پشت زمینه)
پیامكهای جالب (اس ام اس)
بخش دانلود
فیلم
بازی
آیكون
فونت
ابزار ویندوز
ابزار اینترنت
ابزار صوتی
ابزار عكس
ابزار طراحی
ابزار فارسی
ابزار كاربردی
ابزار مولتی مدیا
ابزار دانلود
ابزار آپلود
ابزار ftp
بزار آنتی ویروس
ابزار مودم و تلفن
مطالب درخواستی
book & PDF & SWF
دعوتنامه ها
دعوتنامه پرشین گیگ
دعوتنامه پارسا اسپیس
دعوتنامه شهرالكترونیك(xec)
دعوتنامه جاست پرشین
کودکان سرگرمی و تفریح
کودکان حرف دل...
کودکان سرگرمی و طنز
کودکان دانستنی های جالب
کودکان سخنان بزرگان
کودکان جوك و لبخند
کودکان کاریکاتور
کودکان فــــــــــــال
کودکان روانشناسی
آهنگ ها
آهنگ های ایرانی
آهنگ های خارجی
ابزارهای مورد نیاز وبلاگ
ابزار وبمستر
كسب درآمد
ابزار وبلاگ
زیبا ساز وب
سیستم افزایش آمار
فروش وب و دامین

قالب وبلاگ

قالب بلگفا
قالب میهن بلاگ
قالب پرشین بلاگ
قالب بـلاگ اسکای
قالب ایران بلاگ
قالب نیوک
قالب لینك باكس
قالب وردپرس
پشتیبانی آنلاین بیاتوتك

 

 حامد

Mobile: 0936 921 2200

Email 1: Bia2tak@gmail.com

Email 2: Tak_theme@yahoo.com

 

لینکستان
آمار بیاتوتك
::  بازدید امروز :
::  بازدید دیروز :
::  بازدید این ماه :
::  بازدید ماه قبل :
::  کل بازدید:
::  تعداد نویسندگان :
::  تعداد کل پست ها :
 

تبلیغات
خدمات سایت
 

عضویت در بیاتوتك

شناسه:
ایمیلتان:


تبلیغات در بیاتوتك
دوستان ویژه بیاتوتك
لینک دوستان
تبلیغات متنی
آرشیو ماهانه بیاتوتك
نظر سنجی بیاتو تك
» بهترین خواننده پاپ کیست؟












جستجو

واژه مورد جستجو:

در اینترنت در سایت بیاتوتك

ابر پرچسبها

               

 

پست849

بهترین جک جهان انتخاب شد!
نویسنده: حامد | تاریخ: دوشنبه 14 دی 1388 | موضوع: جوك و لبخند دانستنی های جالب ...,

بهترین جوك جهان انتخاب شد.این جوك در بزرگترین طرح علمی پیرامون طنز انتخاب شده است قضیه از این قرار است كه انجمن پیشبرد علم از كاربران اینترنت در سراسر جهان درخواست كرده بود كه بامزه ترین جوكی كه شنیده اند را برایش ارسال كنند. به گزارش رویتر 2 میلیون تن نظر دادند، این نظرات مشتمل بر چهل هزار جوك شد و جوك ها از هفتاد كشور جهان برای این انجمن ارسال شد. نتیجه انتخابات این جوك بود:

دو شكارچی در جنگل بر روی درختها كمین كرده بودند. یكی از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچی دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمی كشد و چشمانش باز و خیره مانده است.
او با موبایل با یك مركز اورژانس تماس می گیرد و به فردی كه گوشی را برمی دارد می گوید:
فكر می كنم دوست من مرده است ، چكار باید بكنم؟
طرف مقابل به آرامی می گوید:
دلواپس نباش.
من می توانم به تو كمك كنم.
ابتدا باید مطمئن شویم كه مرده است
بعد از سكوتی كه حكمفرما می شود صدای یك گلوله به گوش می رسد. شكارچی دوم دوباره گوشی را برمی دارد و می گوید: بسیار خب ، حالا چه كار باید بكنم؟!

گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده این رقابت شد.
 

 

 

،   

پست685

حکایت های ملّا نصرالدّین!
نویسنده: حامد | تاریخ: دوشنبه 17 فروردین 1388 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

ملّا خرش را در بیابانی به سختی می زد.رهگذری به او گفت:سنگدل!چرا چهارپای بیچاره ی زبان بسته را چنین می زنی؟ ملّا گفت: ببخشید،نمی دانستم با شما خویشاوندی دارد!

**********

در مجلسی صحبت حلوا پیش آمد.ملّا گفت:مدّتی است آرزوی خوردن حلوا به دلم مانده است.

گفتند:چرا نمی پزی؟!

گفت:هروقت آرد حاضر می شود،روغن نیست.روغن که پیدا شد،شکر نیست!

گفتند:تا حال نشده که هر سه حاضر شود؟

گفت:چرا؛ولی آن وقت من نبوده ام!!

**********

در زمان قضاوت ملّا دو نفر نزد او آمده دعوایی اقامه کردند.مدّعی اظهار داشت این شخص مرا صدا زد و گفت:این بار را دوش من بگذار.

گفتم: در مقابل چه خواهی به من داد؟

گفت:هیچ! من هم زحمتی کشیده بار را دوش او گذاشتم.حال هرچه می گویم هیچ را بده اعتنا نمی کند.

ملّا گفت:بسیار خوب،حق داری.حالا بیا این فرش را بلاند کن تا من اجرتت را بدهم.مدّعی رفته فرش را بلند کرد.ملّا گفت:زیر فرش چیست؟

گفت:هیچ!

ملّا گفت:این هیچ اجرت تو بود؛بردار و برو!

**********

ملّا پس از فوت زنش زن بیوه ای گرفت.او دائما از زن سابق و زن هم از شوهر سابقش تعریف می كردند.روزی ملّا با زنش روی تخت خوابیده هریك تعریف جفت قبلی را می نمودند.ناگاه ملّا مشت محكمی به زن زده و او را از تخت به زمین انداخت.زن از این ضربت بسیار رنجیده و روز بعد به پدرش شكایت نمود.پدر زن از ملّا سبب زدن را پرسید.ملّا گفت:تقصیر من نیست.ما چهار نفر بودیم،من با زن سابقم و خانم با شوهر سابقش؛تخت جا نبود،خانم از تخت به زمین افتاد!!

 

 

 

،   

پست663

13 روز نوروز چه گذشت
نویسنده: حامد | تاریخ: پنجشنبه 13 فروردین 1388 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

یادداشت های یك نوجوان خیلی مهمان نواز

www.Bia2tak.ir | بیا تو تك

( روز اول )
آخ كه چه قدر خوشحالم. فقط ده دقیقه دیگر تا لحظه سال تحویل باقی مانده ولی حیف، حیف كه بابا و مامان حسابی عصبانی هستند. بابا از دست مانی عصبانی است كه مثل سال های قبل ده دقیقه مانده به سال تحویل تازه یادش افتاده برود حمام ! مامان هم كه از دست سفره هفت سین... من كه از كار های مامان اصلا" سر در نمی آورم. حكایت سفره هفت سین مامان هم شده مثل حكایت خرهای ملانصرالدین ! می گوید: (( مادر جان ! سین ها را كه می شمارم یكی اضافی است اما نمی دانم چرا وقتی آن یكی را از سر سفره بر می دارم می شود شش سین ! )) آخ جان! بالاخره آهنگ دیرام دارام سال تحویل در آمد و البته مانی هم مثل سالهای قبل از توی حمام فریاد زد: (مامان ! مامان ! سال تحویل شد؟)


( روز دوم )
امروز آبجی مرجان و دامادمان علی آقا به همراه مهدیس كوچولو آمدند خانه ما عید دیدنی. مهدیس مرتب با تنگ ماهی سر سفره هفت سین ور می رفت، بابا هم تند و تند آب دهان قورت می داد و مرا نیشگون می گرفت كه یعنی(پاشو برو تنگ ماهی رو از دست این بچه بگیر ! ) من رفتم تنگ ماهی را از دست مهدیس گرفتم. چند دقیقه ای گذشت و من با خودم فكر می كردم كه :‌ (چه عجب ! مهدیس دو دقیقه آروم سر جاش نشست ! )اما همان موقع بود كه مهدیس در كمال آرامش، آمد نشست روی پای بابا وبعد هم جیغ و ویغ كرد كه: (( پس چرا عیدی منو نمی دید؟ )). مامان لبخندی زد و گفت: ( الهی عزیز قربونت بره ! مانی ! مادر! عیدیه این بچه رو از سر كمد بردار بیار... ) بابا كه فكر می كنم خیلی خودش را كنترل كرده بود با حرص دستی روی سر مهدیس كشید، لبخند كوچكی زد و بعد هم گفت: ( یادش به خیر بابا جان ! بچه كه بودیم وقتی عید دیدنی می رفیتم خونه مادربزرگمون، مامانمون می گفت حتی حق ندارید به میوه و آجیل و شیرنی هم نگاه كنید چه برسد به اینكه ازشون در خواست عیدی هم بكنیم ! ولی بچه های این دوره و زمونه...... ) بابا حرفش را هنوز تمام نكرده بود كه مامان چپ چپ نگاهش كرد بلكه بابا خودش بفهمد، كات ! تازه بعد هم پرید وسط حرفش و گفت: ( مانی جان ! پس چی شدی مادر؟ رفتی عیدی بیاری یا عیدی بسازی؟ )


( روز سوم )
آبجی مرجان اینا دم در منتظر بودند تا دسته جمعی برویم خانه عمو فرامرز. مانی هنوز داشت سرش را جلوی آیینه ژل مالی می كرد كه بابا پس گردنی كوچكی نثارش كرد وگفت: ( بدو دیگه پسر. یه ملتو منتظر نگه داشته، داره به قرو فرش می رسه. چند بار بگم من از این سوسول بازیا خوشم نمی یاد... د راه بیفت دیگه ! ) مانی شانه را گذاشت روی میز توالت و رفت پایین. مامان همینطور كه توی راهرو كفش هایش را پایش می كرد غر زد كه: ( آخه مرد چی كارش داری؟ بچم تو سن بلوغه.چرا غرورش می شكنی؟ برای چی اوقاتشو روز عیدی تلخ می كنی؟ حالا واستا بریم خونه خان داداش جونت می بینی موهای آقا داریوشش، چند متر از كله ش فاصله گرفته ! دق می كنم آخر از دست شما پدر و پسر... ). مامان كه رفت بابا یواشی با خودش گفت: ( پسره لوس ! همین دخالتای بی جای مامانشه كه اینطوریش كرده دیگه ! )


( روز چهارم )
خدا می داند كه بابا به هیچ وجه حوصله سر و صداهای بچه ها را ندارد حتی مهدیس كه تنها نوه اش باشد، چه برسد به تارای دایی مجید اینا كه واقعا" آدم را كفری می كند. برای همین بابا فوری با دایی مجید روبوسی كرد و رفت توی آشپزخانه، هواكش را روشن كرد و بعد هم مشغول سیگار كشیدن شد. دایی تا بوی سیگار بابا را حس كرد چند تا سرفه الكی كرد و گفت: ( آقا رضا ! رضا جون... كجا رفتی آخه؟ بابا جون هركی كه دوست داری به جای اون سیگار بیا دو تا پسته بشكن، بخور! ) من داشتم توی آشپزخانه میوه ها را می شستم، بابا اخم كرده بود و آرام گفت: ( یكی نیس بگه تو رو سننه، دوست دارم سیگار بكشم...‌ ) بعد هم با صدای بلند گفت: ( آقا مجید شما به جای ما هم بشكن، بخور تا خدمت برسیم.)‌
تارا عادت داشت هرچیزی را كه می خواهد با گریه و جیغ و داد بگیرد حتی تخم مرغ هایی را كه بابا با هزار دنگ و فنگ رنگ كرده بود ! به خاطر همین مثل سال قبل كه تنگ ماهی را برداشت و برد، زد زیر گریه كه: ( مامان من اون تخم مرغ رنگیا رو می خوام. اگه بهم ندین گریه می كنم ها ! ) بابا هم تا صدای تارا را شنید تندی از آشپزخانه بیرون آمد و گفت: ( نه نه ! تارا جون. اونا مال مهدیسه... بیاد ببینه نیستن، دنیا رو می ذاره رو سرش ! ببینم مگه شما خودتون تخم مرغ رنگ نكردین؟ ) من كنار دایی و زن دایی نشسته بودم.حرف بابا كه تمام شد. زن دایی فاطمه زد به پای دایی و گفت: ( پاشو... پاشو بریم ). دایی استكان چایی را گذاشت روی میز عسلی، تارا را بغل كرد، بعد هم گفت: ( خوب دیگه رفع زحمت می كنیم.رضا جون! سال خوبی داشته باشی، ایشاءالله.)

 

 

 

،   

پست564

ضرب المثل های ایرانی با متد جدید (طنز)
نویسنده: حامد | تاریخ: سه شنبه 15 بهمن 1387 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:

 

 

 

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

 

 

آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!

 

 

آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!

 

 

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

 

 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

 

 

 برای مشاهده به ادامه مطلب بروید...

 

 

 

،   

پست472

طنز دانشجویی
نویسنده: حامد | تاریخ: چهارشنبه 18 دی 1387 | موضوع: جوك و لبخند سرگرمی و طنز,

 

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

 

قبول شدن در دانشگاه = صعود


كنكور = گذرگاه كاماندارا


دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه


خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13


بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها


امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی


امتحان میان ترم = زنگ خطر


امتحان پایان ترم = آوار


لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها


نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

مسئولین دانشگاه = گرگها


استادان = این گروه خشن


اشپزخانه = خانه عنكبوت


رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی


پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر


دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد


دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید


دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس


واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ


مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته


پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ


مرگ استادها = جلادها هم میمیرند


محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی


استاد راهنما = مرد نامرئی


كمك هزینه = بر باد رفته


درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم


دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان


برخورد استادان = زن بابا


اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت


شب امتحان = امشب اشكی میریزم


تقلب در امتحان = راز بقا


یادگیری = قله قاف


دانشجوی معترض = پسر شجاع


دكتر بهداری = گله بان


تربیت بدنی1 = راكی


تربیت بدنی2 = راكی


خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار

21


انصراف = فرار از كولاك


تصییح ورقه امتحان = انتقام


نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ


شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری


آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ


هیئت علمی = سامورا یی ها


رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ


رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش = هزاردستان


معاون اموزش = دزد دریایی


برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند


از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین

 

 

 

،   

پست317

معرفی رشته های منسوخ ورزشی!
نویسنده: حامد | تاریخ: یکشنبه 17 آذر 1387 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

معرفی رشته های منسوخ ورزشی!
[www.boushehrpc.mihanblog.com]
 

- پرتاب اسب
- دوچرخه سواری با وزنه
- کُشتی با ویلچر
- شطرنج قدرتی
- پرش روی نیزه

- منچ ساحلی
- تیر اندازی به اهداف جاندار
- پرورش اندام 100 متر با مانع
- بُز کشی
- واتر پولو در تنگ ماهی

 

 

 

،   

پست306

یادداشتهای مردی كه زنش به سفر رفته بود!!!
نویسنده: حامد | تاریخ: یکشنبه 17 آذر 1387 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالیرا خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست وحسابی تنظیم کنم. اینطوری میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی رادر رختخواب و چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبیمحاسبه کرده ام . وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذنوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهایجزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه را میشود انجام داد . فقط بهیک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. یزاس شام هم من و پسرم استیک داریم. پس رومیزیقشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تامحیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتی نکردهبودم.

 

 

 

 

،   

پست208

برنامه هفتگ خانم های ایرانی
نویسنده: حامد | تاریخ: پنجشنبه 23 آبان 1387 | موضوع: سرگرمی و طنز جوك و لبخند,

شنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ""فال قهوه روسی یخ زده"" بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ""شوهرت واست یه انگشتر می خره"" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار
!

یکشنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای "روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!

دوشنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
 

سه شنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

چهارشنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!

 

پنج شنبه

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ""خسته "" شدم! چیه همش مثل ها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


جمعه

مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!

 

 

 

،   

 
  •               صفحات سایت بیاتوتک : 

  • 1 

  • 2 

تعداد کل صفحات : 2

 

 

 
محتوای لینکباکس هیچ ربطی به سایت ندارد!

 

آخرین مطالب بیا تو تك ...
بزرگترین کشتی دنیا بلندترین برج دنیا بلندترین مجسمه دنیا منتظر عیدی ما باشید!! قیمت پژو ۲۰۷ طولانی ترین پل ارتباطی دنیا بزرگترین مرکز خرید جهان رکورد امتیازگیری تاریخ لیگ برتر ایران چشم اندازهای چشم نواز طبیعت را ببینید عكسهای دیدنی روز تو را تنها به کسی هدیه می دهم…. عکس های بازی پرنس ایرانی بکگراند زیبا اتومبیل بنز هشت میلیاردی با بدنه تمام طلا وایمکس ایرانسل: با حداکثر سرعت ۲ مگابیت راه اندازی شد شخصیت افراد از روی رنگ چشم ۱۵ نکته کامپیوتری که اگر ندانید باعث خنده دیگران می شوید بدون شرح!!! مشهورترین کلمه عبورهای جهان!!! نخستین ساندویچ فروشى‌هاى ایران! آدم برفی امروزی! جستجو و دانلود زیرنویس فیلم با subs.to اتل متل جدایی! سری جدید عکس های الناز شاکردوست برقراری تماس با شماره دایورت شده انتخاب خوش اندام ترین زن هالیوود !! چگونه وقتی حرفی برای گفتن ندارید، مکالمه را آغاز کنید ... بهترین جک جهان انتخاب شد! نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش باور می‌کنید حقوق رئیس اپل یک دلار باشد!